۱۳۸۸ آبان ۱۵, جمعه

منتظری, فرسنگ ها جلوتر از خاتمی دست به عصا و رفسنجانی خرگوش در ردا

اظهار نظر اخیر آقای منتظری در مورد اشغال سفارت آمریکا و گروگانگیری پدیده ای است نو و خجسته, چرا؟

یک – با صداقت و بدون دغل بازی و لفاظی های امثال رفسنجانی و لب گزیدن های آزار دهنده خاتمی بیان شده است میگوید که در آن زمان, این حرکت را تایید میکرده ولی امروز پی برده است که اشتباه می اندیشیده .

دو – علت اشتباه بودن اشغال سفارت را به زبان شیرین پارسی میگوید که برای همه ایرانیان قابل درک است

سه – علتی را که برای تغییر نظر خود بیان میکند, برای همگان, ایرانی و غیر ایرانی, دیندار و بی باور, قابل درک است, زیرا که بر خلاف سنت این گروه, کوچک ترین اشاره ای به حدیثی و روایتی و آیتی ندارد

البته این اولین حرکت بزرگ آقای منتظری نیست, ایشان سالها قبل با ابراز مخالفت با اعدام های وحشیانه سال شصت و هفت و رویارویی مستقیم با کل نظام و شخص آقای خمینی, تفاوت خود را با سایر روحانیون به اثبات رسانده بود.

نوشتن و انتشار کتاب خاطرات نیز, قدم بزرگ دیگری بود که منتظری با شجاعت و صداقت برداشت, و به همین علت ماندگار شد.

آیا در کتابهای آقای رفسنجانی صداقتی و یا در نوشته های آقای خاتمی شجاعتی قابل مقایسه با آقای منتظری, دیده میشود؟

۱۳۸۸ آبان ۱۳, چهارشنبه

امروز سیزدهم آبان ماه کویین مال بریزبین هم سبز شد




(چند تصویر از فعالیت طرفداران دموکراسی در ایران (کویینزلند

چرا مراجع تقلید, در مورد فتوای ضد اسلامی فرمانده سپاه, خاموشی گزیده اند؟

فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فتوایی صادر کرده که بر اساس آن, حفظ نظام جمهوری اسلامی از اقامه نماز واجت تر است
با توجه به اینکه در گذشته شاهد عکس العمل های شتباب زده آقایان در مورد مختلف و گاها نه چندان مهم بوده ایم, این سکوت, سئوال بر انگیز است. اگر مواردی مثل تماشای مسابقه فوتبال و تصدی پست های بالای اداری توسط بانوان, برای این مراجع دارای چنان اهمیتی است که سکوت را جایز نمی شمارند, باید پرسید چرا در مورد ترک نماز, که به اعتقاد همین آقایان ستون دین است, لب از سخن فرو بسته اند؟
براستی دلیل این خاموشی چیست؟
آیا بخاطر این است که حوزه های علمیه با هزینه دولت اداره میشوند و بنابراین استقلالی ندارند؟
آیا جامه مرجعیت را بر تن کسانی پوشانده اند که صلاحیت ندارند ؟
آیا ترس از آزار و اذیت عوامل دولت, ترس از خدا را تحت الشعاع قرار داده است؟
آیا همگی آقایان به نوعی گرفتار بی خبری هستند و این فتوا را نشینده اند؟
عدم پاسخگویی به چنین پرسش هایی, تاثیر فراوانی بر موقعیت مراجع و آینده آنها خواهد داشت

بازی شطرنج به سبک آقای خامنه ای

آقای سید علی خامنه ای, در یکی از سخنرانی های اخیرش که پس از قوت گرفتن شایعه مرگش اتفاق افتاد, فعالیت های سیاسی را به بازی شطرنج تشبیه کرد. در ادامه این تشبیه, او اظهار داشت که سیاست باز خوب, کسی است که حرکت های بعدی طرف مقابل را پیش بینی کرده و با توجه به آن ها , مهره هایش را جابجا کند.

اگر فرض کنیم که او, واعظ غیر متعظی نیست, که شواهدی فراوانی هم این فرضیه را تایید می کنند, بهتر می توانیم سیاست بازی های او را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم.

در بازی شطرنج آقای خامنه ای, طرف مقابل همان ملت ایران است که با مهره های سپید بازی میکند, و بنابراین هدف مهره های سیاه ایشان, مات کردن نیروهای سپید مردم است.

با نگاهی به بازی های قبلی ایشان, براحتی می توان دریافت که استراتزی مورد علاقه ایشان, آچمز کردن مهره های نیرومند سپید است, و این نقشه را معمولا با راه انداختن حمله ای انحرافی در گوشه ای از صفحه پیاده میکند که از شاه و وزیر بدور است و ترکش های آن, خطری متوجه آنها نمی کند.

اما, این شطرنج باز هوسباز غافل از آن بود که در هر یک از برخوردها, چند تایی از سرباز ها و سوارهایش را از دست خواهد داد و بالاخره روزی شاه و وزیرش رو درروی مهره های سپید قرار خواهند گرفت و دیگر سربازی و اسبی و پیلی نخواهند بود که بشود در پشت آن ها, پنهان شد.

امروز, نیروهای سپید بخوبی دریافته اند که دفاع از مردم فلسطین و سرزمین اشغال شده آن و نیز دستیابی به انرژی هسته ای, حیله هایی بوده است که این شطرنجباز سیاهکار برای آچمزکردن حریف به کار می برده است . از همین روست که این روزها, که در مراحل آخر بازی هستیم, شاهد حرکات متناقض آقای خامنه ای و وزیر فرتوتش می باشیم.

آقای خامنه ای که ثروت هنگفت ملی را صرف ساختن تاسیسات پر هزینه هسته ای کرد و به خاطر آن انبوهی از مردم را به زیر خط فقر کشاند, امروز مشغول عقب نشینی سریع و به عبارتی پنبه کردن رشته هایش است, رشته هایی که با قربانی کردن نیروهای سپید مردم بافته شد و با خون جوانان آن گلگون گشت.

رشته هایی که هزاران قربانی گرفت, میلیونها را تنگدست کرد, فساد و اعتیاد را گستراند, نخبگان را به سیاهچال, انزوا و یا خارج از مرزهای میهن کشاند, روشنفکران را به زیرخاک, روی تخت بیمارستان, گوشه آسایشگاه روانی, و یا غربت روانه کرد.

باشد که شکست این بازیگر سیاه مهره و سیاه دل درسی شود برای آیندگان

باشد که شطرجبازان بعدی میهن مان, استراتژی های انسانی را جایگزین این سیاه بازیها کنند.


۱۳۸۸ آبان ۱۲, سه‌شنبه

به نشان همبستگی با جنبش آزادی خواهانه مردم ایران, مرکز بریزبین را هم سبزمیکنیم


منتشر شده در نشریه اینترنتی اخبار روز
*******

طرفداران دموکراسی در ایران (کوینزلند) در روز چهارشنبه سیزدهم آبانماه (چهارم نوامبر), مرکز شهر بریزبین را نیز سبز خواهند کرد تا پیام آزادی خواهانه مردم ایران به بخشی دیگر از جامعه جهانی منتقل شود.

در این حرکت حمایتی, مجموعه ای از اسناد و تصاویر مربوط به نقض حقوق بشر در ایران در معرض دید مردم قرار خواهد گرفت تا رژیم کودتا رسواتر شود, و همچنین ضمن گفتگوهای دوستانه با رهگذران و پخش بروشورهای رنگین, اطلاعاتی از سابقه فرهنگی ایرانیان و جببش های آزادی خواهمانه مردم ایران نیز عرضه خواهد شد.

محل این برنامه در مرکز کویین مال و زمان آن از ساعت یازده صبح تا یک بعدازظهر خواهد بود.

برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید با هماهنگ کنندگان این برنامه تماس بگیرید

مهران رفیعی 0407023879

جمشید وزیرزاده 0411121280




! جمع آوری کمک مالی برای فائزه رفسنجانی

جناب مهندس حاج آقا محسن هاشمی رفسنجانی, رییس معزول متروی تهران, در جلسه ای تخصصی مربوط به خط هفت مترو, ضمن رد اتهامات فساد مالی در خانواده شان فرمودند که,

خواهر ایشان, سرکار فایزه خانم, نه تنها پول دار نیست , بلکه دچار مشکلات معیشتی هم هست و نیز ,

هزینه کردن چهار میلیارد برای خرید و توزیع مانتو دروغ است

اعضای خانواده ایشان دلاری در خارج از ایران ندارند

خانواده رفسنجانی صاحب مستغلاتی در کیش نیست

اتهامات محمود احمدی نژاد نسبت به خانواده رفسنجانی برای مردم فریبی و جمع آوری رای بوده است

در مورد اعاده حیثیت علی الحساب, کاری از دست مان ساخته نیست, نقدا قضاوت در مورد این اتهامات را بعهده بنگاه عدلیه میگذاریم که آنهم عین دارالشورا, در اجاره طایفه لاریجانی است و منتظر میمانیم تا فرشته کورنمای عدالت, زیر چشمی, اوضاع را سبک و سنگین کند و حکمی رهبر پسندانه, از آستنش در آورد.

اما در مورد همشیره ایشان اندک کمکی می توانیم بکنیم. آقا محسن, از شما چه پنهان, در این چند ماهه پس از انتخابات کذایی, که فرمودید در آن فعالیتی و دخالتی نداشته اید, ما چندین بار رفتیم وسط شهر آنهم با بوق و کرنا و علم و کتل, و البته چند تا قللک برای جمع کردن محبت های سکه ای دوستان.

و هربار هم غبار روبی کردیم و هزینه های کاغذ و چاپ و بادکنک و چه و چه را پرداختیم و اینطور که خزانه دار کل مان میگوید, مبلغی در حدود چهار صد و پنجاه دلاری ته صندوق مانده است, که گمان میکنم بخاطر برکت دار بودن آن کمک ها باشد و گرنه تا حالا هشت مان, گرو نه مان بود.

این را هم بگویم که دلار مان از نوع پشت سبز نیست ولی بحمدالله از برکت رونق بازار چین, مظنه ذغال سنگ بالا کشیده و دلار رنگارنگ هم, جانی گرفته است.

با این اوضاع و احوال, اگر شماره حسابی مرحمت فرمایید, امکان دارد که مقداری از این نزولات غیر آسمانی را برای کمک به مخارج روزانه همشیره بفرستیم تا مقداری از فشار وجدان مان را کم کنیم و شب ها کمتر کابوس ببینیم.

در ضمن به ابوی هم بفرمایید که هنوز چیزی از آن وجوهاتی که قرار بوده است به مخالفان حکومت در خارج بپردازند, به دست ما نرسیده است, ثواب دارد که هر چه زودتر با مراجعه به دلالان محترم ارز, ما را از سلامتی خود مطلع فرمایند, البته لازم بتذکر نیست که این گونه خیرات هر چه پوشیده تر باشد, اجرش بیشتر است.

۱۳۸۸ آبان ۱۱, دوشنبه

محسن هاشمی, ناخواسته بر سر چهار راه چه کنم؟

تراز راستمحسن هاشمی, فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی, به جلسه کارشناسی مترو دعوت شده بود تا در مورد خط هفت حرف بزند, اما تسلط بر اعصابش را از دست داد و چیزهایی گفت که قرار نبود. در خلال همین فیلم نه دقیقه ای که بر روی اینترنت گذاشته اند, چیزهایی شنیده میشود که ابوی محترمشان طی سی و اندی سال هرگز بزبان نیاورد, و شایدهم همین راز موفقیتش بوده, منظورم بقایش

مهم ترین اظهار نظر محسن در این سخن رانی چنین است , " اگریک نامزد انتخابات, اصل انقلاب را زیر سئوال ببرد, هفتاد میلیون رای خواهد آورد"

البته طبیعی است که چنین نامزدی, از فیلتر های میکروسکوپیک شورای نگهبان و اطلاعات سپاه و دفتر مقام رهبری و شورای ائمه جمعه و نهاد های مشابه اینها, نخواهد گذشت و بنابراین در شرائط فعلی صرفا جنبه تخیلی دارد.

این ادعا, که از گفته های بسیاری ازمخالفان رژیم اسلامی هم تند تر است, ضربه سنگین دیگری است بر پیکر درهم شکسته جمهوری اسلامی و لاجرم غیر قابل گذشت.

محسن فرصت زیادی ندارد و باید هر چه زودتر یکی از چها راه زیر را انتخاب کند,

اول – کم هزینه ترین راه, تکذیب گفته هایش در آن جلسه و رفتن به درگاه برای پایبوسی

دوم - کم خطرترین راه, همان کاری که نرگس کلهر کرد, چمدان را ببندد و تا دیر نشده خودش را به ساحل امنی برساند و منتظر سقوط رژیم بماند

سوم- راه گالیله, به سیاهچال برود و وقتی که نصف وزنش و سلامت روانش را از دست داد, به مقابل دوربین بیاید و هنرپیشه شود

چهارم- راه گلسرخی – البته احتمال چنین انتخابی در حدود صفر است, چرا که نظام چنین تحملی ندارد که اجازه دهد متهمی در حضور خبرنگاران, در دادگاه نظامی, از خود دفاع کند, و از سوی دیگر محسن چنان روحیه ای ندارد.

منتظر میمانیم تا بازیهای دیگر چرخ را هم ببینیم