فرستاد هدهد پیامی ز قاف
زمانت سرآمد تو ای فرشباف
دگر نیست فرصت که لوله کُنی
دلاری به خویشان حواله کنی
ندیدی که حیدر چه بیچاره شد؟
چو آمد ز چاهش دو صد پاره شد
مبادا فریبت دهد اردشیر
سپاهی نگردد ز کشتار سیر
ز سردار قدسی نگویم بسی
که پایان او را نتابد کسی
سلامی که استاد ویروس بود
خشابش مسلح به واکسن نبود
ز تندیسِ قاسم غباری نماند
چه باکی که حیدر به عرشش نشاند
کمینگاهِ ایمن نیابی، نَگَرد
بگیرند خِفتت، بپیچی ز درد
اگر از شرف بُرده ای بهره ای
چرا چون خمینی تو خونخواره ای؟
چو سیمرغ گوید که تسلیم شو
سپهدارِ این جنگِ ننگین مشو






