سخن گفت از نو رییس پلیس
که دنیا بخندد به این کاسه لیس
پلیدی که او را به مسند نشاند
وطن را به سمت
تباهی کشاند
ادا کرد رادان فقط
حرفِ مُفت
ز حالِ
مقوا کلامی نگفت
بگویند جمعی
که او زنده نیست
و گر نیست مرده سکوتش
ز چیست
ز تکرارِ تهدیدِ زندان و دار
عیان شد که رادان ندارد قرار
که ترسد
ز تهدیدِ آدمکشان؟
که تهدید باشد ز
تشویش شان
ز کشتارِ جانکاهِ دی ماهِ پیش
فزون شد شجاعت ز اندازه بیش
برقصند مردم در
اطرافِ گور
بگرید سپاهی ز انکارِ
زور
ستمگر پلیدی است
شیطان پرست
ز خونِ جوانان شود
شاد و مست
چو فتح نهایی
دگر دور نیست
که گوید که رادان
کر و کور نیست؟

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر