عزیزِ من که باشی زیر فرمان
اگر داری به دل مهری به ایران
به سمتِ مردمان سر را بگردان
مزن زخمی به کس با امرِ شیطان
چو داده خیره سر سرمایه از دست
ز خونِ نوجوان اینک شود مست
تو که داری خبر از وضعِ ضحاک
دگر گلگون مکن این
میهنِ پاک
دمی بر ماتمِ مادر بیندیش
مکن دردِ پدر با آتشت بیش
ببافد یاوه گو هر دم
دروغی
دلش را خوش کند با عروبوقی
بپرسد هر طبیب از پیرِ رسوا
"جنونی کی شود با خون مداوا؟"
منه انگشتِ خود بر رویِ ماشه
که آزارت دهد وجدان همیشه
نپاید بی گمان بنیادِ
بیداد
گریزد چون اسد این شیخِ شیاد
شکن پیمانِ خود با این خلافت
بزن بر نامه ات مُهرِ شرافت

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر