مبادا نشیند سپاهی به تخت
که بندد سعادت ز سیاره رخت
بگفتند عمری ز میزان و عدل
ندیدیم عدلی در این عهدِ سخت
ندارند مهری به نوعِ بشر
بکارند داری بجایِ درخت
چو پوییم اینک طریقِ خرد
ننالیم دیگر ز تقدیر و بخت
ارسال یک نظر
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر