۱۴۰۴ اسفند ۲۶, سه‌شنبه

مناجات لاریجانی

 


خدایا نظر کن بر این اردشیر
همان  ناقلای  صغیر  و حقیر
چو در کار کشتن ندارم نظیر
به فرمانِ حیدر بگشتم  کبیر
مقامِ ریاست  تو از من  مگیر
که هرگز نگردم ز کشتار سیر
علیه جوانان بجنگم چو شیر
ز کویِ دبیران  بگیرم  اسیر
و گر هست گوشت به راز و نیاز
ببخشای  خلوت  به  هر بچه باز
مبادا که طوسی شود منزوی
که فریاد خیزد ز هر حوزوی
کلامی  نگویم   من  از  زادگاه
که هستم نفوذی در این  بارگاه
شکایت ندارم از این وضع سخت
ز نقصان و نکبت شدم نیک بخت
به دورانِ خونین چو خندان ترم
نخواهم که عمرش به پایان برم
به زندان فرستم زنِ صلحجو
در آغوش گیرم تنِ فتنه جو
اگر کس بگوید ز پایانِ جنگ
ببندم   دهانش  بدون  درنگ
نباشد   نبردی    چو    جنگِ حجاب
ز کابوس تلخش خورم قرصِ خواب
نصیبم بگردان تو عمری  بلند
که از بُن رسانم به ایران گزند
ولاکن به جیبم   زر و ارز ریز
که  غافل  نباشم  ز  فکرِ گریز


هیچ نظری موجود نیست: