۱۴۰۵ فروردین ۸, شنبه

شب های دی ماه

 



زمستان سر شد و سوری بپا نیست

که از کشتارِ دی  جز غم بجا نیست

شقایق گوید از شب هایِ  خونبار

سپیدار از سپاهِ مست و خونخوار    

نسیم آرد به بستان بویِ باروت

نشاند  دوده ها  بر قامتِ توت

نخواند  بلبلی در کوچه   آواز

نه چشم نرگسی دیگر کند ناز

 


هیچ نظری موجود نیست: