۱۳۸۸ دی ۲۲, سه‌شنبه

شمارش تتمه خواص جهت اطلاع رهبری

معمولا پس از هر نبردی فرماندهان دو طرف درگیر, گزارشی برای مقامات بالاتر خود تهیه میکنند و آخرین اطلاعات را به آنها خبر میدهند, از جمله این اخبار, مقداری هم مربوط به تعداد تلفات و خسارات های وارده شده به نیروهای خودی است و شمارش نیروهای باقیمانده و میزان آمادگی برای ادامه جنگ
با توجه به اینکه در چند هفته گذشته یک نبرد بزرگ مردمی در روز عاشورا اتفاق افتاد و سه روز بعدش یک مانور ساندیسی به نمایش گذاشته شد, انتظار میرفت که چنین گزارشهایی تهیه و برای فرماندهی کل قوا فرستاده شده باشد
اما مهملاتی که مقام رهبری پس از این دو رویداد, در میان کفن پوشان سفارشی, بر زبان آورد نشان میدهد که فرمانده کل قوا, بکلی از واقعیات خیابانی و موازنه نیروها, بی خبر است
وقتی که روز گذشته لیست دارایی های گماشتگان ولی فقیه منتشر شد, علت بی خبری مقام رهبری بر ملا شد. حضرات خواص که در روز عاشورا, عظمت قدرت مردم و میزان خشم آنها را دیده بودند, بجای اتلاف وقت و تهیه گزارش نظامی, وحشت کرده و سرگرم تبدیل دارایی های خود به ارز خارجی و انتقال آن به مکان های امن بوده اند
در این لیست کذایی اسمهای فراوانی به چشم می خورد که عمدتا از چهره های شناخته شده اند از جمله دو مورد در خانواده خامنه ای, حتی بی بی سکینه, و مستضعفانی نظیر عسکر اولادی و رفیق دوست. اما چند اسم غیر معروف هم هست, مثل دو سه نفر با نام خانوادگی بهرمانی, که احتمالا اسم محلی است در ایران
بهر حال, حالا که این ذوب شدگان کار های مهمتری دارند, خوب است که کسی آستین بالا بزند و طرف را خر فهم کند, مبادا که به خاطر نادانی کاری دست خودش بدهد
بطور خلاصه, هوا پس است و کفگیر به ته دیگ خورده است. هر چند که حداد غافل, انقلاب فرهنگی دوم را شروع کرده است تا خواص بپزد, ولی تا این کوره یخ زده ولایت داغ بشود و لباس شخصی تولید کند چند سالی طول میکشد. در ضمن یادت باشد که از کوره اولی که حاج عبدالکریم به امر ولی اول روشن کرد, همین خار و خاشاک های امروزی بیرون آمدند و احتمالا دست پخت غلامعلی هم از عبدالکریم بهتر نخواهد بود
والسلام

۱۳۸۸ دی ۲۱, دوشنبه

امتیاز انحصاری هاله هم تبعیض آمیزه , درست عین حق وتو

کسی نیست به این عظما بگه که از قدیم گفتن, اول یک سر سوزن به خودت بزن, بعدا جوال دوز به بقیه. تو که هر روز, برای اعتراض به بی عدالتی در جهان, گلوی خودت را جر میدهی و به این و آن ناسزا میگی, خوبه که به کار های خودت هم, یک نگاه بکنی
البته منظور من تقلب توی انتخابات و از این جور چیزا نیس؛ همه میدونن که این امتیازات, حق مسلم ولی فقیه و از اختیارات رهبریه و حرفی هم توش نیست
کاری هم به آزاد کردن بزرگترین کلاهبردار تاریخ کشور از زندان ندارم, این را به حساب پارتی بازی و فساد نباید گذاشت, بیشتر جنبه رفیق بازی و رفیق دوستی داره تا هر چیز دیگه
ویرانه کردن قوه قضاییه هم بدون علت و خاصیت نبوده, دست آخر کلنگی ش میکنن و به جاش برج می سازن و سانتیمتری می فروشن
تعطیل دکان علوم انسانی و اجرای عملیات حیوانی هم به کسی ارتباط نداره, بالاخره حداد غافل هم باید یک جوری سرگرم بشه, بخصوص بعد از هجوم مغولی لاریجانی ها و از دست دادن کرسی ریاستش
موضوع کشتار و تجاوز در زندان هم که معلوم شد شایعه بوده و سعید مرتضوی هم مثل رهبر و سعید امامی مظلوم و مورد جفا. این گزارشی هم توی بهارستان قرائت شد کار بی بی سی بوده و آرش حجازی

از همه موارد بالا و بقیه چیزهای بی ارزش مشابه آنها, می توان براحتی گذشت, ولی برای استفاده بهینه از این "هاله عزیز و محترم" باید کاری کرد
هر چند میدانم که ا.ن. دانشمند به خاطر صرفه جویی در مصرف انرژی و جلوگیری از گرم شدن جو زمین, بندرت از "هاله" استفاده میکند ولی این خست زیانهایی هم دارد, از جمله سست شدن ایمان ذوب شدگان, حسادت سایر مقامات , سرد شدن کوره ولایت و نهایتا فروریختن ساختار ژله ای بر سر مقام رهبری و فرزند منتظر الولایه شان

لازم است که تتمه خواص هر چه زودتر تدبیری کنند و از بیشتر جر خوردن شیرازه این ولایت, جلوگیری کنند
از جمله اقداماتی که باید هر چه زودتر عملی شود, استفاده دوره ای و عادلانه از "هاله نور" است, برای شروع می توان آن را بر سر علی اکبر ولایتی گذاشت که الحق از ا.ن. و لاریجانی هم شایسته تر است و سابقه بیشتری هم دارد, روزگاری هم پزشک و دانشگاهی
بود

۱۳۸۸ دی ۱۹, شنبه

تجاوز, میراث ابدی ولایت خامنه ای

هر حکومتی نام و نشانی از خود بجای میگذارد که با گذشت زمان به کارت شناسایی اصلی آن تبدیل میشود و سایر مشخصات آن را محو و کم رنگ میکند
فرمانروایی کورش یاد آور دوران احترام به حقوق انسانها و رعایت آزادی های فردی و قومی است, هر چند که در آن دوران اتفاقات دیگری هم روی داده است
از حکومت نازیها به یاد کوره های آدم سوزی و ارودگاههای کار اجباری می افتیم, و کمتر از پیشرفت های علمی و صنعتی آن دوران یاد می کنیم
سلطنت شاه سلطان حسین را هم دوران بی کفایتی و بی شهامتی میدانیم
از نادر شاه افشار, لشکرکشی هایش را به خاطر سپرده ایم و از کریمخان زند, عدالت پروریش را
اینکه آیندگان از دوران ولایت علی خامنه ای چگونه یاد خواهند کرد, پرسش سختی نیست
کافی است به فریادهای مردم کشورمان در خیابانها و کوچه ها, دانشگاهها و مدرسه ها, بازارها و زیارتگاهها, وحتی گورستانها و پشت دیوارهای زندانها گوش فرا دهیم. از خواندن دست نوشته های روی تابلو ها و دیوارها و اتوبوس ها هم به همان نتیجه می رسیم
اگر "بودن هنر, فقط نزد ایرانیان" را یک گفته مبالغه آمیز و خودستا بخوانیم, ولی این نکته که بیشتر پارسی گویان, در سخن گفتن, آداب دانند و از بیان سخنان زشت پرهیز میکنند؛ گزافه گویی نیست
توجه به اصولی از جمله "عفت کلام" مانع از آن میشد که بسیاری از سخنان ناپسند بر زبانها جاری شود, و به عنوان نمونه, از اشاره به "تجاوز جنسی" در مکالمات عادی روزانه خبری نبود
آنچه در سه دهه گذشته اتفاق افتاد و در این ماههای اخیر علنی تر شد, همه چیز را دگرگون کرد, از چمله "عفت کلام" را
حتی تا چند ماه قبل, باور کردنی نبود که بسیاری از مردم سنتی و مذهبی در مورد "تجاوز جنسی" حرفی بزنند
این روزها ابراز تنفر از تجاوز در زندانهای خامنه ای, مهم ترین بخش شعار های ضد حکومتی را تشکیل میدهد, حتی در مساجد دور افتاده ترین شهر ها و روستا ها
با توجه به موارد بیشمار تجاوز به حقوق انسانها, تجاوز به حریم افراد, تجاوز به آزادی های مذهبی, قومی و صنفی, تجاوز جنسی در زندانها و حتی تجاوز به " عفت کلام", بدون شک " تجاوز" تنها میراث ماندگار ولایت خامنه ای خواهد بود

برای محاکمه خامنه ای, استادیوم قضایی بسازیم


آن روز بزرگی را که سال هاست ملتی داغ دیده در انتظار رسیدنش لحظه شماری می کنند, در نظر آورید
زمانی که علی خامنه ای را به دادگاه می برند تا به پرونده های دوران سیاه ولایتش رسیدگی کنند
کامیون هایی را بشمارید که مدارک جنایات آشکار و نهان او را حمل می کنند
پایکوبی مردمی را ببینید که در گوشه و کنار میهن عزیزمان گل و نقل و نبات بر سر و روی همدیگر می پاشند
کاروان اتوبوس هایی را مجسم کنید که شاکیان سیاه پوش را به محکمه می آورند
به غریو دانشجویان آزاد شده ای گوش فرا دهید که در دانشگاههای خود سرود شادی و زندگی سر داده اند
روزنامه ها را مرور کنید و تراوشات اندیشه های پاک پویان و قلم های رها شده را بخوانید
رادیو و تلویزیون خود را روشن کنید ونظاره گر صدا و سیمای واقعی مردم ایران باشید

اما برای آن روز دادخواهی, مشکلی هم در پیش روست
سالن کدام دادگاه گنجایش این همه جمعیت و این تعداد مدرک و سند را دارد؟
باید محلی بزرگتر از استادیوم ورزشی آزادی ساخت
براستی به "استادیوم قضایی آزادی" نیاز داریم

۱۳۸۸ دی ۱۶, چهارشنبه

آقای سحابی, پندهایتان خیرخواهانه اند ولی کار ناگشا

بر باد قلاشی دهیم این شرک تقوا نام را

آقای سحابی با همه احترامی که برای شما و پدر محترمتان قائلم ولی باید بگویم که توصیه های اخیر جنابعالی نه تنها راهگشا نیست بلکه ممکن است موجب سر درگمی مردم به پا خواسته کشورمان هم بشود
شما بخوبی میدانید که در نظر سردمداران این نظام ضد انسانی, هر که در کوره ولایت ذوب نشود غیر خودی است و دشمن و لاجرم ریختن خونش واجب, حتی در ماه محرم
این را که شما نامه سرگشاده می نویسید و شب را در خانه خودتان می خوابید, به حساب نجابت و تحمل رژیم خامنه ای نگذارید, اسم تان در لیست هست ولی نه درقسمت بالای آن. اگر مردم به حرف های شما گوش کردند و دست از مبارزه کشیدند آنوقت خواهید دید که در نیمه های شب, بر درب خانه تان می کوبند
مگر نامه ای را که پدر محترمتان به علی خامنه ای نوشت فراموش کرده اید؟ اثر آن چه بود؟ تاثیر آن نوشته بیشتر بود یا ایستادگی بلند قامتانی نظیر منتظری, طالقانی و سعیدی سیرجانی؟
مشاهده جنایات خیابانی و کهریزکی و اوینی علی خامنه ای نفرت انگیز است, از دست دادن ندا و سهراب و کیانوش دردآور است, اما خشونت های رژیم محدود به همین موارد در چند ماهه اخیر نیست
مگر آن همه معتادی که در گوشه و کنار خیابان جان میدهند, قربانیان همین نظام نیستند؟
این لشکر انبوه زنان آسیب دیده خیابانی را ندیده میگیرید؟
مگرفشاری که گرانی و فساد و بیکاری و نومیدی بر جامعه وارد میکند, کشنده نیست؟
در مورد متلاشی شدن خانواده ها چطور؟ میلیونها پدر و مادری را که آرزوی دیدن فرزندان خود را به گور بردند از یاد برده اید؟
آقای سحابی عزیز, با برقراری حکومت دغل کارانه آقای خمینی, نخبگان راه های مختلفی را برگزیدند. گروهی چمدان ها را بستتند و در دیاری دیگر, مهر سکوت بر لب زدند, جماعتی هم بدون بستن چمدان در همین خانه پدری, روزه سکوت گرفتند. کسانی هم اسیر وسوسه های نفسانی شدند وبا سوء استفاده از نابسامانی های اوضاع به نان و نوایی رسیدند, والبته راست قامتانی هم که به ندای وجدان شان گوش کردند و حکایاتشان را همه خوب میدانیم

آقای سحابی, اگر ملتی از سنتی تا مدرن, از مذهبی تا لاییک, از جمهوری خواه تا سلطنت طلب, از دانش آموز تا سپید موی در مرگ آقای منتظری گریستند, نه بخاطر رساله اش بود و نه به لحاظ مقام مذهبی اش. مردم او را از صمیمانه دوست داشتند و دارند چون در برابر ظلم و ستم ایستاد, اعتراض کرد, با صدای بلند و محکم. اعتراضی صادقانه و انسانی و نه نمایشی برای گرفتن امتیاز و چانه زدن
اعتبار و عزت امروزی مهدی کروبی هم بر همین اساس است, مردم به او احترام میگذارند چون در مورد تجاوزهای وحشیانه کهریزک نامه سرگشاده می نویسد. او عزیز است چون حرف دل مردم را بازگو میکند. مردم او را دوست دارند چون دوش بدوش آنها مقاومت میکند. او شرف و حیثیتی را باز یافته است که سالها قبل با تحمیل حکم حکومتی بر مجلس, از دست داده بود

نه آقای سحابی, این دیکتاتور هم درست مثل بقیه شان با زبان خوش از تخت پایین کشیده نمی شود
نه میلاسویچ و چائوشسکوی اروپایی و نه صدام و شاه خاورمیانه ای و نه مارکوس و سوهارتوی خاور دوری چنین نکرده اند و خامنه ای هم از همان طایفه است
آقای سحابی بیایید تا بر باد قلاشی دهیم این شرک تقوا نام را

۱۳۸۸ دی ۱۵, سه‌شنبه

پشتیبانی‌ از جنبش آزادی طلبانه مردم ایران


روز یکشنبه سوم ژانویه در گردهمایی اعتراضی طرفداران حقوق بشر و دموکراسی، خشونت های اخیر رژیم کودتا به نمایش گذاشته شد و روش‌های حمایت گسترده تر از این جنبش, مورد بررسی قرار گرفت
در این برنامه نمونه هایی‌ از برخورد‌های وحشیانه نظام با مردم در تظاهرات خیابانی، تجمع های دانشجویی، مجالس ترحیم آقای منتظری و مراسم عاشورا نشان داده شد و محکوم گردید
این جلسه که به دعوت هواداران دموکراسی در ایران (کویینزلند) ، در مرکز شهروندان توونگ تشکیل شده بود, در ساعت سه بعد ازظهر شروع شد و درساعت پنج عصر خاتمه یافت

دو پیشنهاد برای حرکت‌های اعتراضی بعدی مطرح شد که پس از نظر خواهی و کسب مجوزهای لازم‌، اجرایی خواهند شد