۱۴۰۱ اسفند ۱۶, سه‌شنبه

نانِ حلال - تاملی در کرامات عطای لندنی

 




از  دلارِ نفتی  و لطفِ رجال

آن عطا لابد خورد نانِ حلال

چون مکانی بهتر از لندن ندید

در کنارِ کُنت ها  مسکن گزید

رزوها می زند قدری  قدم

تا نگردد راهی کویِ عدم

می مَکد هر شب سُماقی تا سحر

تا مگر  آن   آرزو  آید   به   بر

گاهگاهی می کند ناگه ظهور

تا کُند از رویِ  نقادان عبور

گر  بگیرد یک  پیامی  از  طرف

خادمی کوشا شود مست از شعف

از کلامش  کاتبی  تک  چشم  گشت

چون فقیهی از کتابی در خشم گشت

چون بداند رمز و رازِ سفسطه

ناقُلا  غوغا  کند   در   مغلطه

ور بگویند از سمومی در هوا

وآنکه  آرد بر سرِ دُختان  بلا

او بگوید این همه از دشمن است

یا همانی  کز پی  حقِ زن  است

تا عطا  در خدمتِ   آلِ عبا  است

هر امیدی در دل آن مجتبی است

جیره اش باید کنون گردد فزون

کو   رود  تا  آخرِ  راهِ   جنون

گر  نگویم   از عطایِ   لندنی

نامِ نیکش چون بگردد ماندنی؟

 

 

 

 

 

 

 

۱۴۰۱ اسفند ۱۴, یکشنبه

مسموم سازی - در پاسخ به حملات شیمایی به دختران دانش آموز

 


مسموم سازی

در پاسخ به حملات شیمایی به دختران دانش آموز

باز کن چشمانِ خود ای جان ستان

تا   ببینی خوشه هایِ     خشمِ مان  

کس  ندارد  ایمنی  از   دینِ    تو

هر دم افزون می شود این کینِ تو

گازِ سمی را سلاحی ساختی

در  میانِ دختران    انداختی

از حلبچه    مردمان گویند   باز

چون زنی همسانِ آن بیمار ساز

 خود  بدیدی  آخر   صدام    را

می روی در چاهِ او با سر  چرا؟ 

این جنایت بر کسی پوشیده نیست

آنچه افسارت کشد دیوانگی است

خود ربودی گوی سبقت  در جفا

چون  ندانی آنچه خیزد  در  خفا

نیست جز این  در سرِ  پیر و جوان

کز سقوطت  روزِ خوش بیند جهان

انقلاب  ما  رود   یک سر   به    پیش

بیش از این آتش مزن بر بخت خویش

 

 

 

 

 

 

۱۴۰۱ اسفند ۱۱, پنجشنبه

کودک کُشی - در همدردی با خانواده های داغدار

 


فقیهی   ربوده   ز  ما   دلخوشی

که کارش رسیده به کودک کشی

به عهدِ  جوانی بزرگان  بکُشت

به پیری بتازد به خُرد و دُرشت

چو از بانگِ  کودک شده تند خو

نشانِ  درایت   ز  خشمش  مجو

ز روزی که رفت از جهان آن کیان

سیاهی   بتابد     ز     رنگین کمان

ز نیکا بترسید و جانش ستاند

جفایِ جنایی به اوجی  جهاند

بدستِ سپاهی   که  دارد   جنون

مونا در سراوان بشد غرقِ خون

به مکتب فرستاد فوجی تباه

که اَسرا بیفتد به چنگِ سپاه

نه از مِهر  گوید  به  گفتارها

نه شرمی  کُند او ز کشتارها

به هر فرصتی  او بگوید  ز جنگ

به خون تشنه باشد چو تیمورِ لنگ

ز برخوردِ منحوسِ اجسامِ  سخت

ز کودک نماند  نه رختی نه بخت

چو حاکم هراسد ز هشتاد و هشت

دبستان چو  میدانِ جنگی  بگشت

سکوت  و تساهل رهِ چاره   نیست

خواصِ خموشی بجز ننگ چیست؟

اگر داد خواهی  به  میدان    بیا

که میهن بگردد از این شر رها

 

 

 

 

۱۴۰۱ اسفند ۸, دوشنبه

خیزش بزرگ - تقدیم به مسیح که مسیر همکاری را گشود



 

"خیزشِ بزرگ"


بیا با خیزشی خود را   رهانیم

که در وقتِ خطر ما پُر توانیم

فلاکت در خور نوعِ بشر نیست

مگر  ما  مُردگان یا   بردگانیم؟

جفایِ این ولی  پایان  ندارد

فقیهان از زِبَر پایین کشانیم

جنایت می کند  با  حُکمِ  شرعی

عبایِ خُدعه  را  در جا   درانیم

نجاتِ مُلکِ ما در دستِ خویش است

امید از   دیگران   از   دل    برانیم

نگردد رُخصتی بی رنج  حاصل

به شوقِ  زندگی خون ها  فشانیم

نباشد  تکروی   راهِ    خردمند

هوایِ خودسری  از سر پرانیم

اگر وجدان  ما  لختی      بخوابد

ز دیده اشکِ غم هر شب چکانیم

رود آمالِ ما با  کِبر بر  باد

نیاد آن سحر  تا سر گرانیم

کنون جمعی شده در رزم همراه

ز رویِ  معرفت  قدرش   بدانیم

نشُد  این انجمن  ناگاه  پیدا

مبادا نغمهِ ناخوش بخوانیم

 

 

 

۱۴۰۱ اسفند ۲, سه‌شنبه

"سروش آسمانی" - نصیحتی به عبدالکریم سروش اگر بشنود

 


"سروش آسمانی"

هر دم از این باغ بری می رسد

شنیدم روبهی فیلی هوا کرد

دوباره آمد  و با ما ریا کرد

چه گوید این  سروشِ   آسمانی؟

بجز حرفی که  آرد  آب و نانی

تصور می کند ما   مَنگِ  منگیم

و یا چون  قاریان مشغول  ننگیم

خمینی را  ز شه  برتر  بداند

مقامش عالم و عارف  بخواند

نداند  دشمنِ  این  سرزمین  بود

که در عهدش دلِ ملت غمین بود

خودش در خاکِ دشمن می کُند زیست

مگر رویایِ   او شام  و یمن     نیست؟

به  تندی   بر تنِ عریان  بتازد

ولی با طوسیان صد دل  ببازد

به وقت فاجعه بر صدر بنشست

ستونِ مدرسه   با پُتک بشکست

به دورانش شدم اخراج روزی

نه با حکمِ خرد، با زورِ یوزی

هزاران  قصهِ  بی جا   بگوید

مگر دستانِ خود از شر بشوید

گمانم  این  بشر  منطق  نداند

حدیثِ کهنه را  از سر بخواند

اگر روزی  صداقت  بر گزیند

ز باغِ معرفت بس  خوشه چیند

برادر!  این   نباشد   راهِ   خوبان

فراموشت شده آن گرگ و چوپان؟

مسیرِ  سالکان  سوی  خطا    نیست

فریب و مغلطه جز کجروی چیست؟

اگر از خیزِ   زن   آزرده   هستی

از این جنبش شوی همسنگِ پستی

بساطِ سفسطه  دیگر  مکن   باز

همان بهتر که در گلشن کنی ناز

پرستو! پر بزن  با وی   بیامیز

که دائم  می شود با  ما  گلاویز

۱۴۰۱ بهمن ۲۸, جمعه

اعتراض به توزیع ناعادلانه جاسوس

 


 اعتراض به توزیع ناعادلانه جاسوس

هفته گذشته دولت استرالیا ادعا کرد که جاسوسان سپاه در این کشور فعال می باشند و آنها قصد داشته اند به مخالفان رژیم خامنه ای صدمه بزنند. پیش از آن هم دولت آلمان اعلام کرده بود که 160 نفر از جاسوسان سپاه را شناسایی کرده است. البته نگفته اند که آنها را کجا و کی  کشف کرده اند و یا اینکه آن دولت با این ماموران محترم چه کرده است. دولت فخیمه انگلستان هم قبلا ادعاهای مشابهی کرده بود.

اصلا ما نمی دانیم که هدف این دولت های به اصطلاح غربی چیست؟ آیا فقط بلوف می زنند تا طرف را بترسانند و مرحوم برجام را با تنفس مصنوعی زنده کنند؟ آیا این ها شگردی است برای ترساندن معترضان در بلاد کفر و ابقای رژیم ورشکسته خامنه ای؟ یا اینکه می خواهند نقش سپاه محترم را بطور زیرکانه ای کم رنگ تر نشان دهند و تعداد جاسوسان در آلمان را بجای مثلا 16000 نفر، فقط 160 نفر اعلام کنند.

حالا که دول غربی جزییات بیشتری را اعلام نمی کنند و اطلاعات مهم را، احتمالا به علل شرعی، برجسته نمی کنند بهتر است آنها را به حال خودشان بگذاریم و بچسبیم به امورات دولت خودمان. شکی نیست که از زمان تولد یا در واقع سزارین جمهوری اسلامی، مبارزه با تبعیض و گسترش عدالت مهم ترین هدف ها  و دستاوردهای آن بوده اند. به عنوان مثال از نظر ساختن زندان های مخصوص و اتاق های مجهز بازجویی  تفاوت چندانی بین مرکز و نقاط  دورافتاده دیده نمی شود. و همینطور از نظر اعزام سریع نیروها و دستگاه های سرکوب به مناطق بحرانی تاکنون تبعیضی گزارش نشده است. آنهایی که هنوز هم شک دارند می توانند روش برخورد با کشاورزان اصفهان، تشنگان خوزستان و شهر کرد، دادخواهان کرد و بلوچ و صدها نمونه دیگر را در نظر بگیرند.  داستان های آزار دادخواهان سقوط هواپیما، ریزش متروپل و کشتار 67 هم مدت ها است که  جهانی شده اند.

 

اکنون که ایرانیان داخل کشور از خدمات و برکات رژیم بطور کاملا عادلانه ای استفاده می کنند، وقت آن است که همین سیاست در مورد خارج نشینان هم اجرا شود. از مهم ترین خواسته های این خلایق، توزیع عادلانه جاسوس می باشد. برای کمک به تصمیم گیران شش کلاسه و کمتر، راهنمایی های زیر مفید می باشند:

یک.

تعداد جاسوسان اعزامی به هر کشور باید بر اساس مساحت آن کشور باشد نه تعداد ایرانیان ساکن در آنجا. مثلا یک جاسوس خوب می تواند چندین شهر آلمان را پوشش دهد زیرا اولا شهرهای این کشور بهم نزدیک ترند و دوما در سال اول دولت سیزدهم بیش از یک میلیون ایستگاه قطار در آن کشور ساخته شده  و جاسوسان سپاه می توانند براحتی جابجا شوند. وضعیت در استرالیا چنین نیست، نه شهرها بهم نزدیک هستند و نه لوکوموتیرهای شان تندرو می باشند.

دو.

امکانات خرید علنی یا زیر میزی قطعات و فناوری های لازم برای توسعه صنایع هسته ای، پهپادی، موشکی و سایبری اهمیت زیادی دارد.

سه.

وجود شبکه های پولشویی اولویت بالایی دارد.

چهار.

امکانات بهداشتی و بیمارستانی هر کشور، بخصوص در رشته درمان نازایی، برای تداوم ولایت جنبه حیاتی دارد.

پنج.

امکانات مجهز ورزشی و بدن سازی جهت استفاده امرای سپاه در زمان ملاقات نور چشمی های عزیز نباید فراموش شود.

 

والسلام.

۱۴۰۱ بهمن ۱۶, یکشنبه

گل های اشک آلودی که به یاد محمد مرادی در رودخانه انداخته شدند









 


بریزبین - شنبه پانزدهم بهمن ماه – چهارم فوریه 2023

عصر امروز هواداران انقلاب زن، زندگی، آزادی در میدان رداکلیف گرد هم آمدند تا در چهلمین روز مرگ قهرمانانه و خودخواسته محمد مرادی همبستگی خود را با مردم بپا خواسته ایران نشان دهند. چندین نفر در مورد ادامه شرارت های نظام خامنه ای صحبت کردند، شعرهای هیجان انگیزی خوانده شد و پیام صوتی و تاثیرگذار همسر محمد مردای هم پخش گردید. مطابق معمول شعارهای دو زبانه فریاد شد. ترانه ها و سرودهای انقلابی هم به طور جمعی خوانده شدند. تصاویر گویایی هم در معرض دید رهگذران قرار داده شده بودند. در پایان برنامه شرکت کنندگان به سمت پل ویکتوریا رفتند و با انداختن دسته های گل به رودخانه بریزبین یاد محمد مردای را گرامی داشتند.